








سلام.اومدم به دوستام بگم چند هفته ای حالم خیلی بده
نمی تونم بیام
به دوستای گلم میگم نگرانم نباشن خوب میشم
بای
تا بعد...............





















خاطره های بودن تو چه جوری فراموش کنم
دلی که تو آتیش زدی جوری خاموش کنم
جای نگاه تو پر نکرد
هر چیزی با هر چی که بود
انگاری تو خون منی تو پوست گوشت تار و پود
دروغ نمی گم بعد تو خیلی ها رفتن امدند
اما تو نگاه من هیچکدوم شون تو نشدی..
هر که در سینه دلی داشت به دل داری داد دل نفرین شده ماست که تنهاست هنوز..
دارم میرم چیزی نگو نذار دو دل بشم
نرو سراغ عاشقی تازه می خوام عاقل بشم
تازه می خوام برات بگو چی به سر من امده
عاشقی کار من نبود وفا به تو نیومده
میخوام برم می خوام برم می خوام ازت جدا بشم
امونم بریدی تو تازه می خوام رها بشم
تسلیمم من به غمت بذار برم
سنگینه قدمت بزار برم
قلبم پس بده بذار برم
جون به لبم امده بذار برم
دارم میرم نذار دلم تنگ بهونه هات بشه
نذار دوباره اشک غم مهمون گونه هات بشه
دارم میرم چیزی نگو نگو عاشقی بد بود
نگو تمام زندگیت به پای عشق من بود...
قرار آخر ما یک روز پاییزی بود
مونده هنوز روی پنج این ساعت دیواری
دلم می خواد بدونم کی تورو جادو کرد
عاشقم بودی وحالا ازم شدی فراری
هیزوم آرزوهام دیشب دیگه تموم شد
خودم با دستام ریختم توی بخاری
گفتی هر چی دارم پس می فرستم برات
به من نده عزیزم بریز تو آب جاری
راستی یادت هست داره دوم آذر میشه
اول روز آشنای چه روز ناگواری
بعد خداحافظی مون یه سر میرم تا دریا
اون طرفا پیامی نامه ای چیزی کاری
هر جا غصه باشه من نشونیم همو نجاست
دلت بگیره راحت با من قرار میزاری
برای آخرین بار قبل از خدا نگهدار
برات دعا میکنم خوش باشی وبهاری
اگر دلت رو تقدیر خدا نکرده شکست
بدون همیشه من رو تا ته دنیا داری
مواظب خودت باش دیگه سفارشی نیست
از منی که شکستم به تو که موندگاری .....
تا دیدمت دوباره دلم رو ربودی
با رقیبم نشستی دلمو شکوندی
تا نیمه های شب بیرون می موندی
جیک تو جیک لباش بودی واسش می خوندی
واسه دلم نقشه کشیدی خیلی پستی
آره ساده دلمو زدی شکستی
نمی دونم کجا باهاش دست تو دستی
یا اصلا داری باهاش می رقصی
تا دیدمت دوباره دلم رو ربودی
از عاشقی خوندم واسم شعر جدایی خوندی
با اون یکی دیدمت مردم از حسودی
از غریبه نخوردم دشمنم تو بودی
یک روز نوازشم کردی
یک روز دل شکوندی
بدجوری اون خنجر تو قلبم نشوندی
گفتی تا پای جونم
پیش تو می مونم
اره اونم دروغ بود عزیزم
پیش من نبودی ...
تو مثل چشم دریا عاشقی و پاک بارانی
و من یک تیکه از دریا ولی نمناک وبارانی
به یاد چشمان تو تفال می زنم امشب
ببینم میروی آخر از این جا یا که می مانی
تو را جان همانی که جدایت کرد چشمم
همین امشب بیا در کلبه سردم به مهمانی
عجب روز قشنگی بود روز آشنایمان
چه شد حالا که از انتخاب خود پشیمانی
همه بردند از خاطر مرا من ماندم چشمت
تو هم رفتی ویادت رفت نام من به آسانی
چه زود از یاد بردی آن قرار روز اول را
همان که قول دادی این پشیمان را نرنجانی
گر چه رفتی بار دیگر بر نمی گردی
ولی دیوانه ات هستم خودت هم خوب میدانی
تمام شمع دانی ها برایت اشک می ریزند
دلت آمد دل گلهای باغم را نلرزانی
وعادت درد سنگینی است وقتی اوج میگیرد
به من عادت نکردی طعم حرفم را نمی دانی
تماشا میکنم این غصه را زیبای من
اما خدا را خوش نمی آید که این دل را بسوزانی......
من میگم بهم نگاه کن 
تو میگی که جون فدا کن
من میگم چشمات قشنگه 
تو میگی دنیا دو رنگه 
من میگم دلم اسیره
تو میگی که خیلی دیره
من میگم چشمات وا وکن 
تو میگی من و رها کن
من میگم قلبم رو نشکن 
تو میگی من می شکنم من ؟
من میگم دلم رو بردی
تو میگی به من سپردی ؟
من میگم دلم شکسته است
تو میگی خوب میشه خسته است 
من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمی شه
من میگم تنهام می ذاری
تو میگی طاقت نداری
من میگم تنهایی سخته 
تو میگی این دست بخته 
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات 
من میگم که تا
قیامت
برو زیبا به سلامت 
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم که تا قیامت 
برو زیبا به سلامت...

به تو گفتم برو
اما نگفتم همیشه
خودمم خبر نداشتم 
بی تو موندن نمیشه
منی که به عشق عاشقی یه روز می خندیدم
باورم نمیشه شدم 
عاشق پیشه
آن روز که رفتی به تو گفتم :دلداده مست و خرابم
ساقی به شرابم نظری کن به این حال خرابم
آن روز گذشت و تو گذشتی صد روز گذشت تو گذشتی
اما گذری نه نظری نه امروز اگر باز بیای به سراغم
نظری کن به این حال خرابم
نفرین به تو ای حال خرابم..
آن روز که رفتی به تو گفتم :دلداده مست و خرابم
ساقی به شرابم نظری کن به این حال خرابم
آن روز گذشت و تو گذشتی صد روز گذشت تو گذشتی 
اما گذری نه نظری نه امروز اگر باز بیای به سراغم
نظری کن به این حال خرابم
نفرین به تو ای حال خرابم
خاطره های بودن تو چه جوری فراموش کنم
دلی که تو اتیش زدی جوری خاموش کنم
جای نگاه تو پر نکرد هر چیزی با هر چی که بود
انگاری تو خون منی تو پوست گوشت تار و پود
دروغ نمی گم بعد تو خیلی ها رفتن امدند
اما تو نگاه من هیچکدوم شون تو نشدی.. 


حالا که با تو بودن حس خوابه جای ماه تو شبام غصه می تابه می خواستم دستاتو کشیدی رفتی نمی دونم دلت گرفته بود از چی واسه با تو بودن خیلی دیره حواست این روزا یه جای گیره دلت تو می تونست پیش من باشه ولی خودش نخواست رفت که تنها شه لحظه لحظه هات رفته از یادم حتی نذاشتی من بگم دوست دارم می دونم پشیمون میشی اخر تو که عشق منو نکردی باور.......

نیش زخم دوست از نیش عقرب بدتر است... پس بزن عقرب که دردش کم تر است
باز در کلبه ی عشق عکس تو مرا ابری کرد عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک چشم مرا جاری کرد
به کعبه گفتم تو هم خاکی منم خاک چرا باید که من دورت بگردم جواب آمد که با پا آمدی برو با دل بیا تا من بگردم...

شب های دراز بی عبادت چه کنم عمرم به گناه کرده عادت چه کنم گویند خدا گناه را بخشد ولی من از خجالت چه کنم.....
خیال کردم برم میری از یادم تو رفتی چیزی نرفت از یادم تو رفتی من تازه عاشق تر شدم از اونی که بودم بدتر شدم صبح تا شب این شده کارم که واسه چشمات بیدارم تو خدای عاشقای تو تموم کس وکارم تو به داد من رسیدی وقتی تنهایمو دیدی تو نذاشتی برم از دست اگه چیزییم هنوزم
قلبت هم مثل دو چشمت سیاهه
جمله عالم توی اون برق نگاته اخه ظالم زیر پاتم یه نگاه کن تا ببینی چه دل های زیر پاته...
اگر کلمه دوست دارم قیام علیه بند های میان من توست
اگر کلمه دوست دارم نمایشگر عشق جدای من نسبت به توست
اگر کلمه دوست دارم راضی کننده وتسکین دهنده قلب هاست
اگر کلمه دوست دارم پایان جدایی هاست
اگر کلمه دوست دارم کلید زندان من توست
پس با تمام وجود داد میزنم دوست دارم..
دست تو تو دست من بود دلت اما جای دیگه
تو خودت خبر نداری اما چشمات این میگن
مدتی بود حس میکردم
که دلت یه جا اسیره
پشت پا زدی به بختت کی واست جز من میمیره
تو میگی یه وقتا گاهی پیش میاد یه اشتباهی نه دیگه دیگه نمیشه واسه تو نمونده راهی
دیگه دیدنم محاله
دیگه برگشتم خیاله
سزای کارت همینه
دل از اون نگات بیزاره...
کجا میری بی سر صدا بی چشم روی بی حیا میری با کی رفیق میشی داری میری پیش کیا .....
سکوت تو یه فاجعه است برای هم صدای تو شکسته در گلو چرا طنین نعره های تو تو که خود منی پس چرا غریبه ای برای من منو صدا نمی کنی تو قاب سرد ایینه به سوگ من نشسته ای مرا رها نمی کنی در نهال خانه جانم گل یاد تو درخشید عطر صد خاطره پیچید یاد صد خاطره خندید یادم امد که شبی با تو از ان کوچه گذشتم 
فکر میکردم که برام یه رفیق همدمی
تو کویر آرزو باران رحمتی
به گمونم آخر عاشقای عالمی
بذار راحتت کنم فکر میکردم آدمی
وقتی دلمو شکستی حس کردم بیشتر دوست دارم
چون حالا دلم چندین تیکه شده
که هر کدوم جداگانه دوستت داشته باشن.
ساقی به شرابم نظری کن به این حال خرابم
آن روز گذشت و تو گذشتی صد روز گذشت تو گذشتی
اما گذری نه نظری نه امروز اگر باز بیای به سراغم
نظری کن به این حال خرابم
نفرین به تو ای حال خرابم..
دلی که تو آتیش زدی جوری خاموش کنم
جای نگاه تو پر نکرد
هر چیزی با هر چی که بود
انگاری تو خون منی تو پوست گوشت تار و پود
دروغ نمی گم بعد تو خیلی ها رفتن امدند
اما تو نگاه من هیچکدوم شون تو نشدی..
هر که در سینه دلی داشت به دل داری داد دل نفرین شده ماست که تنهاست هنوز..

آمار
وبلاگ:
